دوستت دارم تا ابد
دوست دااااااشتن
در هوایت بی قرارم ای قرار من تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است... دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد ! درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند . دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم. دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم . در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند . رنجي انچنان زندگي مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهاي مرا از پشت بسته است٬ آنچنان قدمهاي مرا زنجير کرده است که نفسهايم نيز از ميان زنجير ها به درد عبور مي کنند . . . دوست داشتن تو چنان تاوان سنگيني داشت که براي همه عمر بايد آنرا بپردازم ... و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم . همه عمر ٬ داغ تو بر پيشاني و دلم نشسته است و مرا می سوزاند . تو نمايش زندگي مرا چنان در هم پيچيدي که هرگز از آن بيرون نيايم. . . آنقدر دلتنگ دوريش هستم .. آنقدر دلتنگ سرنوشت خويشم .. آنقدر دل آزرده عشق تو هستم که همه هستيم را خوره بي کسي و تنهايي مي جود . . . به او نگاه مي کنم ٬ به او که چون بهشت بر من مي پيچد و پروازم مي دهد . به او که لبهايش از اندوه من مي لرزند . به او که دستهاي نيرومندش ٬عشقي که سالها پيش اجازه اش را از من گرفتند جرعه جرعه به من مي نوشاند . . . . . به او که چشمهايش در عمق سياهي مي خندید و دنيايم را ستاره باران مي کرد. به او که باورش کردم و دل به او باختم به او که دلم مي خواهد در آغوشش چشمهايم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روي دنيا بازشان نکنم . به او که تکه اي از قلب مرا با خود خواهد برد به او که مرزهاي سرنوشت ٬ سالها پيش دوريش را از من رقم زده است. سراسر زندگيم را اندوهي پر کرده است که روزها و ماهها از اين سال به سال ديگر آنها را با خود مي کشم و ميدانم که زمان ٬ شايد زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولي هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت اين ديوار شيشه اي نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند . لبهايش لرزش لبهايم را نوشيد و دستانش ترس تنم را چيد و نفسهايش برگهاي رنگين خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد . به کویت با دل شاد امدم با چشم تر رفتم به دل امید درمان داشتم درمانده تر رفتم تو کوته دستیم می خواستی ور نه منِ مسکین به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم نیامد دامن وصلت به دستم هرچه کوشیدم زِ کویت عاقبت با دامنی خونین جگر رفتم حریفان هریک اوردند از سودای خود سودی زیان اورده من بودم که دنبال هنر رفتم ندانستم که تو کی آمدی ای دوست کی رفتی تو قدر من ندانستی وحیف از بلبلی چون من که از خارغمت ای تازه گل خونینه پررفتم مرا آزردی وگفتم که خواهم رفت از کویت بلی رفتم ولی هرجا که رفتم دربدر رفتم به پایت ریختم اشکی ورفتم ،در گذر از من از این ره بر نمی گردم که چون شمع سحررفتم تو رشک افتابی که به دست سایه می آیی دریغا آخر از کوی تو با غم همسفررفتم بعدمرگم نه به خود زحمت بسیار دهید نه به من بر سر گور و کفن آزار دهید نه پی گور کن و قاری و غسال روید نه پی سنگ لحد پول به حجار دهید به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسی که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید این دو چشمان قوی را به فلان چشم چران که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید وین زبان را که خداوند زبان بازی بود به فلان هوچی رندان پی گفتار دهید این دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیاه به فلان سنگ تراش سر بازار دهید 1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجاني بگيرن 2.داداش خرزور تا در مواقع لزوم حال بعضي ها را بگيره 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه 4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سرقراربرسونه 6.داداشي که چشم ديدنشونداره(همون داداش واقعي خودش فرهنگ لغت مدرن ادامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود آدم خوار : انساندوست افراطي * *آدم مغرور : كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن احمق : كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد * *ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد *ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند * *الكل : مايع گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند * ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل* تازه اش دارد رفتار كند بز بيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد * بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند * بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند ، دختر ها دنبال شوهر * چشم : عضوي كه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند * *خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود *خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت *دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود *دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود *رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است *رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف *زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال *سو ء ظن : سعي در دانستن چيزي كه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست *سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند *عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد *سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زني او را مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود *سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود *ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته *مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خودش نمي داند *معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود *موش : خانم هايي كه نصف شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند *هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش ، اندازه دست زنش بخرد ! مردها كلا به سه گروه اصلي تقسيم میشن: @گروه اول مردهائي هستند كه دوست دارن خودشون رو بدبخت كنند! اين دسته از مردان ميرن زن ميگيرن @گروه دوم مردهائي هستند كه دوست ندارن خودشونو بدبخت كنن، ولي تا چشم باز ميكنن ميبينن سه، چهار تا بچه مردم رو بدبخت كردهاند! اين گروه ميرن كشيش كليساهاي كاتوليك ميشن @آخرين گروه هم مرداني هستند كه ميرن زن ميگيرن، بعدش باز هم ميرن زن ميگيرن، اونوقت ميرن يه زن ديگه هم ميگيرن و يه دو جين هم صيغه ميكنن! اين گروه ميرن فقيه ميشن و مرجع تقليد مسلمين جهان! و اما زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن: @گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن @گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن @گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن @گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بار (ميانگين!) آرزوي مرگ كنن @گروه پنجم زنهائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستند (ولي هستند اصلا فکر نکنید که من منظوری دارم اصلا فقط دوست دارم حقیقت ها رو بگم.... ۱.اگه در آن واحد هم فروشنده ماشین باشی هم خواننده ۲.اگه هیچوقت حلقه عروسیت دستت نباشه 3.اگه روزی 5تا بسته سیگار بکشی ولی به همه بگی سیگار نمیکشی 4.اگه نوشیدنی مورد علاقت ودکا باشه 5.اگه 35سالت باشه ولی یه تار مو رو سرت نباشه ۶.اگه همه برنامه های تلویزیون رو بببینی ولی جلوی بقیه از برنامه های اونا گله کنی 7.اگه همسرتو طلاق دادی ولی نمیذاری با کس دیگه بگرده 8.اگه تو مملکت خودمون مخ پزشکی هستی ولی تو آمریکا دم چلوکبابی کار کنی 9.اگه ادعا میکنی پدرت بهترین دوست شاه بوده 10.اگه خونه نداری و بیکاری ولی بی ام و میرونی 11.اگه شام اسپاگتی داشته باشی ولی با قاشق بیفتی به جون قابلمه 12.اگه دوستاتو واسه شام پیتزا دعوت کنی ولی یکم برنج هم دم کنی 13.اگه سگ داشته باشی ولی نذاری بیاد تو خونه 14.اگه این متن ها رو بخونی باز با اون دماغت بازی کنی و بگی این دخترعجب مخیه! یکی پسرا راست می گند یکی پینوکیو یکی پسرا مهربونند یکی خرس مهربون یکی پسرا قشنگ راه میرند یکی تنسی تاکسی۲ یکی موهای پسرا قشنگه یکی آنه شرلی یکی خونه شما (پسرا ) قشنگه یکی خونه مادربزرگه یکی پسرا سفیدند یکی سفید برفی یکی گوشهای پسرا قشنگه یکی گوشهای زی زی گولو یکی پسرا خوشگلند یکی پلنگ صورتی یکی پسرا زبلند یکی ملوان زبل یکی ما و پسرا ا با هم خوبیم یکی تام دختری با ظاهری ساده از خیابان آفریقا (جردن) تهران می گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت «چطوری سبیلو ؟» دخترخونسرد، تبسمی کرد و جواب داد «وقتی تو ابرو بر می داری ، مو رنگ می کنی و گوشواره میندازی، من سبیل می زارم تا جامعه، احساس کمبود مرد نداشته باشه انواع پسرا: ۱.پسران خوش خیم ۲.پسران بدخیم پسران خوش خیم: پسرانی که اگه انگوولکشان نکنی امکان داره کرمشوون نریزه ولی اگر در کنار پسران نوع دوم باشند ویرووس آنها سرایت می کنید و اینه کرم ریز می شون(همیشگی) پسران بد خیم: ذاتا موجوودی است کرم ریز و در همه حالت موجووداتی خطرناک هستند و تعداد این نوع از نوع فوق بیشتره ه ه (از اوونجایی که ما دخترا موجووداتی بدشانس هستیم نوع دوم نصیبموون می شه) نکته ی قابل ذکر اینه که:این موجوودات مووذی می توانند در همه جا رشد کنند!!!!!ولی با توومور یه فرقی دارن:آدم کش نیستن بلکه مردنی هستن .............................................................................................. راه های مقابله(کنترل) با این دو تومور: ۱.فرستادن این افراد به سربازی ۲.حبس کردن این افراد در منزل(بدوون وسایل ارتباطی) ۳.تنها و بی دووس دختر شدن(آخه جدیدا خیلی دخترا به این بدبختا روحیه ی مضاعف می دن) ۴.مراقبت در سلامت جامعه باعث می شه که همچین موجووداتی رشد نکنند!!!! آرزوی من اینست آرزوی من اینست آرزوی من اینست آرزوی من اینست همواره تنهاييم تنها در اين زندان تنها در اين محبس اين خانه ي ويران همواره تنهاييم تنها در اين خانه تنها در اين وهم ميراث کاشانه همواره تنهاييم تنها در اين ترديد جايي که ديو شب پروانه را دزديد همواره تنهاييم در جمع ياران هم در يک کوير خشک در زير باران هم همواره تنهاييم وقتي که مي آييم وقتي که دستان را بر سنگ مي ساييم در اين نفس تنگي در قلب يک بن بست مدهوش دلتنگي همواره تنهاييم وقتي که در خوابيم وقتي که در شب ها همراه مهتابيم همواره تنهاييم اما نمي مانيم با اينکه رمز شب ، ها را نمي دانيم همواره تنهاييم تنها تر از مهتاب تنهاتر از رويا تنها تر از يک خواب همواره تنهاييم تنهاتر از خورشيد همچون ستون هاي یک تخت جمشيد همواره تنهاييم همچون خداي خويش تنها تر از تنها همچون شب درويش همواره تنهاييم وقتي که در خاکيم وقتي گرفتار دستان ناپاکيم همواره تنهاييم چون پروانه شب يک جا نمي پاييم زيرا که در ابهام دنبال معناييم ... بوسه اسم است٬ چون عمومی است... بوسه فعل است٬ چون هم لازم است هم متعدی... بوسه حرف تعجب است٬ چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مبهوت میکند... بوسه ضمیر است٬ چون از قیدِ انسان خارج نیست... بوسه حرف ربط است٬ چون ۲ نفرو به هم متصل میکنه... زمان به من اموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن ضمانت تنها شدن نیست آرزو دارم شبی تنها شوی لحظه ای هم غصه با غم ها شوی آرزو دارم بفهمی درد چیست آنکه بشکسته دلش از درد کیست آرزو دارم دمی عاشق شوی سینه سوز و هم دم مشکل شوی آرزو دارم بفهمی عشق چیست آنکه هر لحظه بیادت بوده کیست من سخن کوته کنم از آرزو آرزویت بوده هر دم آرزو ما کسانی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم ما گریه میکنیم برای کسانی که به فکرمون نیستن و ما به فکر کسانی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن گغتی برام دعا کن!!!! می دونستی از همه گناهکارترم و دعام اثر نداره! اما باشه!برات دعا میکنم! چی می خوای عزیزم؟ صبر؟ مطمئن باش بهت صبر نمیده.... صبر دستاورد رنجه... دستاورد فراق و دوریه ... اگه ایوب اونهمه رنج نمی کشید هیچ وقت صبرش مثال زدنی نمی شد....صبر به هیچ کس عطا نمیشه... باید بدستش آورد! دیگه چی می خوای؟ میخوای مشکلاتتو حل کنه؟ این کارم نمی کنه!! بهت عقل داده!خودت باید مشکلاتت رو حل کنی...و به خودش توکل کنی!تا نتیجه اونی بشه که واست بهتره! حواستو جمع کن!!!تازه اگه این کارا رو بکنی...نتیجه اونی نمیشه که تو می خوای!اونی میشه که برات بهتره!! و تو نمی تونی بفهمی چی برات بهتره!! ولی می تونی نشون بدی که لیاقتت چیه!! بهش اعتماد کن!چون اونم بتو اعتماد کرده و بهت زمان داده. دیگه؟ سعادت؟ واسه اینم خودت باید یه کاریش بکنی... با این حال... تا به همه ی آدما عشق بورزی اما دلبسته ی کسی نشی!!! برات دعا می کنم اونچه که وجود نازنینت بهش نیاز داره بهت بده! برات دعا می کنم تا راه درستو نشونت بده! فکر می کنم این برای تو بهتر باشه عزیزم ! به تو تقدیم میکنم هستی ناقابلمو با تو تقسیم میکنم دار و ندار دلــمو تاج و تخت عاشقی فدای ناز چشم تو بگو تا فدا کنم واسه یه قطره اشک تو بي انصاف درک کن اين قلب حساسما ميدوني بدونه تو ميميرم ميدوني با دل خود درگيرم فکر نکن در اين جهان تا بودم لحظه اي بدونه تو آسوده ام وقتي که از تو دروم .... يک کوه بي غرورم نوايي بي سرورم مـــــــن چشمه اشک سردم بي تو من خود دردم شبنم برگ زردم من اگه درکم نکني ميشکنه قلب شقايق ... ميميره لاله عاشق در دل سرد دقايق اگه درکم نکني ميريزه اشک مصيبت .... پر ميشه درياي حسرت اخي تا به کي منيت ابر بهارانم ....نم نم بارانم... چرا تو اي سنگ دل ظلم فراوان ميکني من غم آوازم ..... ناله هر سازم وقتي که دنيايمو زار وپشيمان ميکني بي انصاف درک کن درک کن احساسما بي انصاف درک کن اين قلب حساسما اگه به هوش خانم ها شک دارین متن زیر رو تا آخرش بخونید خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم. خانم ذوق زده شد خانم کمی تامل کرد آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی. خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد. بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند. خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد. آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد حتما الان دارین فکر می کنید زن چه آرزویی می تونه داشته باشه؟ خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم! نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین آقایون به این نکته اخلاقی حتما توجه داشته باشن اگر دبير رياضي بودم ثابت می کردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم می گذرد اگر دبیر جغرافی بودم می دانستم خوش آب و هوا ترین جا آغوش با محبت توست اگر دبیر شیمی بودم نام تو را در قلبم پخش می کردم تا محلول با محبت شود اگر دبیر دینی بودم می دانستم بعد از خدا تو را می پرستم از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ) می شد از بودن تو رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم گلو می سوزه از عشقت درسته با منی اما اگه گفتی دوستت دارم هر چی عشقه توی دنیا فکر می کردم با یه بوسه گله می کنم من از تو گله می کنم من از تو چشام همزاد اشک و خون شدم چوپان ساده لوح تو اینقدر خواستنی هستی ببخش خوبم اگه این عشق هر چی عشقه توی دنیا فکر می کردم با یه بوسه گله می کنم من از تو گله می کنم من از تو هر چی عشقه توی دنیا فکر می کردم با یه بوسه گله می کنم من از تو گله می کنم من از تو هر چی عشقه توی دنیا ...
امشب گریه میکنم . گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق. برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز شکست نخوردم اگه به یاد تو چشمامو رو هم میذارم اگه تو حسرتت هنوز هزار و یک غصه دارم اگه شبا به عشق تو پلک روی پلک نمی ذارم می خوام تو اینو بدونی من راهه برگشت ندارم... امروز می خوام بهت بگم کسی نمی رسه به پات...امروز می خوام بهت بگم هیشکی نیومده به جات... نمی تونم نشون بدم دلم چه گوشه گیر شده بیا و اشکامو ببین اگر چه خیلی دیر شده... باور این که بتونم بی تو باشم سخته برام ....نمی شه که دل بکنم عشقو بذارم زیر پام... کاشکی از چشمام بخونی پشیمونم از هر چی بود...تمام تقصیرو بذار به پای این دل حسود... بچه ها دیکته دارید ، قبولی سخت است اگر برای تو شعری عاشقانه بخوانم این شعر تا ابد با تو خواهد زیست حتی وقی که من دیگر نباشم یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد شعر عاشقانه بیشتر از آدمها می ماند عاشقانت تو را ترک می کنند اما شعر عاشقانه همیشه با تو خواهد بود پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم! شعری از اعماق جان٫ که مرا به یاد تو آورد...... گفتم برات میمیرم ........ خندید و رفت گفتم به جون تو اسیرم.......خندید و رفت گفتم زندگی بی تو محاله...خندید و رفت گفتم دنیام عجیب خرابه .....خندید و رفت گفتم دار و ندارم مال تو ......خندید و رفت گفتم ناز نگاهم مال تو ...... خندید و رفت گفتم هرجا بری باهاتم ...... خندید و رفت گفتم اسیر یک نگاتم .... ....خندید و رفت گفتم بخند بخند بخند،ولی نرو!!........... بازم خندید ولی رفت...... چقدر آدما ساده همدیگرو فراموش میکنن شمعای رو کیک تولدو با یه فوت خاموش میکنن چقدر ساده روزای با هم بودنو از یاد میبرن غم و دلتنگی رو ساده واسه معشوقشون میخرن چقدر ساده دوست دارم گفنتاشون یادشون میره مرغ عشق چه دلتنگ تو قفس بی یار میمیره چه ساده مثل شکستن شیشه دل میشکنن از اونی که تموم زندگیشون بود یه روزی راحت میگذرن چه ساده جدایی رو تقصیر زمونه و قسمت میدونن چیزی نگذشته میرن و با یکی دیگه از عشق میخونن چه ساده دستشون تو دست یکی دیگه جا میگیره یار باوفا از غمه از دست دادن یار کنج اتاق میمیره چه ساده و بی توجه از مرگ یارش میگذره میره گلفروشی یه گل زرد میخره رو قبرش میذاره چه ساده اون روزارو از حافظش پاک میکنه تمومه خاطراتیرو که با اون داشته زیر خاک میکنه چه ساده! چه ساده عشق به بازی گرفته میشه اگه عاشق بشی تیشه میزنه به ریشه وحشت از عشق که نه.... آموخته ام ..... كه گاهی تمام چیزهایی كه یك نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او ، وقلبی است برای فهمیدن وی . گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن
بر سر راهی که رفتی من هنوزم چشم در راهم
و در گوشم صدایت
و در ذهنم آخرین حرف های نا تمامت
و در دستم تمام نامه هایت
و در قلبم عشق بی انتهایت
و بر لب اسم زیبایت
و در رویا های ناتمامم دیدن روی زیبایت
و در کابوس دیدن شبنم اشک هایت
و اما من
نیستم در خلوت ترین گوشه ی قلبت
نداری تو حتی یکی از نامه هایم
و نیستی چشم در راهم

![]()
![]()
که دو روز طولانی
درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من اینست
یا شوی فراموشم
یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم
که تو مثل یک سایه
سر پناه من باشی
لحظه تر گریه
نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من اینست
هستی تو من باشم
لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم
تو غزال من باشی
تک ستاره روشن در خیال من باشی
آرزوی من اینست
در شبی پر از رویا
پیش ماه و تو باشم
لحظه ای لب دریا
از سفر نگویی تو
تو هم آرزویی کن
اوج آرزویی تو
آرزوی من اینست
مثل لیلی و مجنون
پیروی کنیم از عشق
این جنون بی قانون
آرزوی من اینست
زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم
تو برای من تنها
همواره تنهاييم
ادامه مطلب
پرسه ایی آغاز کردیم در خیال، دل بیاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی میگذشت، یک دوسال از عمر رفت و برنگشت
دل بیاد آورد اول بار را، خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اصرار را، آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود، چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او، هم نشین و هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او، ناتوان بود و توان شد با من او
دامنش شد خوابگاه خستگی، این چنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر، وای از آن عمری که با او شد به سر
مست او بودم زدنیا بی خبر، دم به دم این عشق می شد بیشتر
آمد و در خلوتم دم ساز شد، گفتگوها بین ما آغاز شد
گفتمش ...
گفتمش در عشق پا برجاست دل، گر گشایی چشم دل زیباست دل
گر تو ذورق وان شوی دریاست دل، بی تو شام بی فرداست دل
دل زعشق روی تو حیران شده، در پی عشق تو سرگردان شده
گفت…
گفت در عشقت وفادارم بدان، من تو را بس دوست میدارم بدان
شوق وصلت را به سر دارم بدان، چون تویی مخمور خمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من، با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت به دل افزون شده، دل زجادوی رخت افزون شده
جز تو هر یادی به دل مدفون شده، عالم از زیباییت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش، طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود، بحر کس جز او در این دل جا نبود
دیده جز بر روی او بینا نبود، همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره عافاق بود، در نجابت در نکویی طاق بود
روزگار...
روزگار اما وفا با ما نداشت، طاقت خوشبختی ما را نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت، بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس، حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار ما را از جدایی غم نبود، در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود، سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست، ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست، این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رست، رفت و با دلداری دیگر عهد بست
با که گویم او که هم خون من است، خسم جان و تشنه خون من است
بخت بد بین وصل او قسمت نشد، این گدا مشمول آن رحمت نشد
آن طلا حاصل به این قیمت نشد، عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست
با چنین تقدیر بد تدبیر نیست، از غمش با دود و دم هم دم شدم
باده نوش غصه او من شدم، مست و مخمور و خراب از غم شدم
زره زره آب گشتم، کم شدم
آخر آتش زد دل دیوانه را
سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من...
عشق من از من گذشتی خوش گذر، بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن زسر، دیشب از کف رفت فردا را نگر
اخر این یک بار از من بشنو پند، بر منو بر روزگارم دل نبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود، عشق دیرین گسسته تار و پود
گر چه آب رفته باز آید به رود، ماهی بیچاره اما مرده بود
بعد از این هم آشیانت هر کس است، بعد از این هم آشیانت هر کس است
باش با او، یاد تو ما را بس است
قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند
لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند
تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است
اینکه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان؟
و خودم بیشتر از همه به دعا نیاز دارم...
لیاقتتو نشون بده گلم!همون طوری که تا حالا نشون دادی!
ولی عجول نباش....
تو خودت باید متعالی بشی ...اون فقط بهت کمک می کنه!!!
راهو نشونت داده !طی کردن راه با توا...
من برات دعا می کنم!
برات دعا میکنم بهت یه دل بزرگ بده و خودشو توش جا کنه...
برات دعا میکنم همیشه نگهدارت باشه ...


لبانت به از صد چشمه ساران
به دو چشمانت رشک ورزد ماه تابان
و گيسوانت بسانِ رودي بي پايان ،
مرا تا بيکرانِ جنون رهنمون خواهند ساخت !
چه سخاوتمندانه است
اينک
شکوهِ حضورت ، در آغوشم
با گرماي وجودت
اي طلوع جاودان
آب کن
برفهايِ اين دلِ يخزده و خاموشم
اي دستهايِ تو سرشار از آسمان
با هر نوازشت
در من رنگين کمان بساز!
و با هر لبخندت
خورشيد را
به ميهمانيِ چشمهايم دعوت کن !
گلهايِ سرخِ درونِ سينه ات را
به لمسِ نگاهم بسپار
و از منِ اهل پاييز
برگهاي زردم را بتکان !
مي خواهم با بوي تنت
بهار را
من ، رج به رج
نفس بکشم
و آنگاه
براي بودنت ، ستاره نذر کنم
هر شب ، يکي
تا به تعظيم ات آورم !
با هر بار گفتنت که:
دوســـــــــــتـت دارم
بناي عقل را در هم خواهم کوفت !
من آسمان را به اشکِ شوق خواهم کشيد
تا کوير را با خنده پر کنم !
و ساقه هاي گندم را با زمزمه هاي باد، سرمست !
من خدا را هم
از ايمان خويش
خواهم ترساند !!
بــــــــــاور کن ...
![]()
![]()
و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
و گفت؛ مشکلی ندارد.
و بدون چون و چرایی برآورده کرد. ![]()
![]()
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم 


عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد
از تو یک بهونه ساخت
با تو می شد که صدام
همه جا رو پر کنه
تا قیامت اسم ما
قصه ها رو پر کنه
تو رو خیلی دیر شناختم
وقتی که تموم شدم
نه یه دست رفیق دستام
نه شریک غم بودی
واسه حس کردن دردام
خیلی خیلی کم بودی
توی شهر بی کسی هام
تو رو از دور می دیدم
شهر بی عابر و خالی
شهر تنهایی من بود
لحظه شناختن تو
لحظه تموم شدن بود

![]()

هزار خاطره دفنه
اینقدر خاطره داریم
که گویی قد یک قرنه
عشقی که مثل زَهره
ولی بی عشق تو هردم
خنده با لبهای من قهره
به این بودن نیازارم
تو که حتی با چشماتم
نمیگی آه دوستت دارم
فقط بازی لبهات بود
وگرنه رنگ خودخواهی
نشسته توی چشمات بود
من می خواستم مال ما شه
اما تو هیچوقت نذاشتی
بینمون غصه نباشه
با تو همخونه می مونم
نمی دونستم نمیشه
آخه بی تو نمی تونم
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی
دلم همسایه آهه
زمونه گرگ و عشق تو
شبیه مکر روباهه
کنار گلّه احساس
چه رسمی داره این گلّه
سر چنگال گرگ دعواس
که این گلّه نمی فهمه
اگه لبخند به لب داری
دلت از سنگ و بی رحمه
حیله تورو رو کرد
نفرین به دل ساده
که به چنگال تو خو کرد
من می خواستم مال ما شه
اما تو هیچوقت نذاشتی
بینمون غصه نباشه
با تو همخونه می مونم
نمی دونستم نمیشه
آخه بی تو نمی تونم
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی
من می خواستم مال ما شه
اما تو هیچوقت نذاشتی
بینمون غصه نباشه
با تو همخونه می مونم
نمی دونستم نمیشه
آخه بی تو نمی تونم
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی



هر کسی درس نخواند به خدا بد بخت است
حرف ها مثل هم اند از همه جا می آیند
گاه چسبیده به هم گاه جدا می آیند
جمله ها اکثرشان سخت و دو پهلو هستند
جمله ها مثل دوتا دوست به هم وابستند
بچه ها روز مهمی است ! بخوانید که من ...
سر قولی که ندادید بمانید
که من ـــ
ـــ دوست دارم جلوی چشم کسی بد نشوید
از خیابان ِ خــــــــــدا با عجله رد نشوید !
روز ها از پَس ِ هم رد شد و موعود رسید
روز مقبولی و تجدیدی و مردود رسید
دست ِ من بید شد از ترس ِ ... معلم : ســــــــر خط
بچه ها حرف نباشد ، بنویسید فقط !
بنویسید خدا بعد بخوانید هوس
« بنویسید قناری و بخوانید قفس »
بنویسید که طوفان و تلاطم شده است
هی بچرخید! خدا پشت ِ خدا گم شده است !
بنویسید زمین سخت غریب است ، غریب
وقت ِ افتادن از این تخت ، قریب است ، قریب !
بچه ها گوش کنید این دو سه خط سنگین است
بنویسید شعف دخترکی غمگین است
روزگاری است تزلزل به تنش زل زده است
چشم های هوس از دور به او پل زده است
بنویسید شعف دخترکی کم پیداست
این همه گم شده اما همه جا غم پیداست!
گرچه بابا غم نان می خورد و ما نان را
آخرین خط بنویسید بزرگ است خدا
بچـه ها خسته نباشید ورق ها بـالا 



.jpg)


ترس من فاصله هاست....
وحشت از غصه که نه...
ترس من خاتمه هاست...
ترس بیهوده ندارم...
صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست...
کوله باریست پر از هیچ ...
که بر شانه ی ماست...
گله از دست کسی نیست
مقصر دل دیوانه ی ماست
آموخته ام ...... كه راه رفتن كنار پدرم در یك شب تابستانی در كودكی ، شگفت انگیز ترین چیز در بزر گسالی است .
آموخته ام ....... بهترین كلاس درس دنیا كلاسی است كه زیر پای پیر ترین فرد دنیاست .
آموخته ام ....... وقتی كه عاشقید عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود .
آموخته ام ..... تنها كسی كه مرا در زندگی شاد می كند كسی است كه به من می گوید : تومرا. شاد كردی
آموخته ام ..... داشتن كودكی كه در آغوش شما به خواب رفته زیباترین حسی است كه در دنیا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه مهربان بودن بسیار مهم تر از درست بودن است .
آمو خته ام ...... كه هرگز نباید به هدیه ای از طرف كودكی ( نه ) گفت .
آموخته ام .... كه همیشه برای كسی كه به هیچ عنوان قادر به كمك كردنش نیستم دعا كنم .
آموخته ام ..... كه مهم نیست كه زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد ، همه ما احتیاج به دوستی داریم كه لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم
| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |













