دوستت دارم بی انکه بدانی
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران. در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم ! با سلام و با تشکر از اینکه با بیمارستان روانی استان تماس گرفتهاید. لطفآ پس از گوش دادن به فهرستی که متعاقبآ ارائه میشود شماره مورد نظر خود را انتخاب کنید: ۱) اگر دچار اختلال «وسواسی- اضطراری» هستید عدد ۱ را مکررآ فشار دهید! ۲) اگر دچار اختلال «شخصیت وابسته» هستید لطفآ از یکنفر بخواهید عدد ۲ را برای شما فشار دهد! ۳) اگر دچار اختلال «تعدد شخصیت» هستید لطفآ اعداد ۶،۵،۴،۳ را فشار دهید! ۴) اگر دچار «پارانویا» هستید ما بخوبی میدانیم شما که هستید و چه منظوری دارید! پشت خط منتظر بمانید تا بتوانیم شما را ردیابی کنیم! ۵) اگر دچار «هذیان» هستید عدد ۷ را فشار دهید تا تلفن شما به سفینه موجودات فضایی وصل شود! ۶) اگر دچار «اسکیتزوفرنی» هستید بدقت گوش کنید. صدای آرامی به شما خواهد گفت دقیقآ چه شمارهای را باید فشار بدهید! ۷) اگر دچار اختلال«سرخوشی- افسردگی» هستید فرقی نمیکند چه عددی را فشار دهید چون هیچ چیز نمیتواند به بهتر شدنتان کمک کند! ۸) اگر دچار اختلال«نارسا خوانی» هستید اعداد ۷،۸،۷،۸،۷،۸ را فشار دهید! ۹) اگر دچار اختلال«دوقطبی» هستید لطفآ پیامتان را قبل از شنیدن بوق یا بعد از شنیدن بوق بگذارید! ۱۰)اگر دارای مشکل«اعتماد به نفس پایین» هستید لطفآ گوشی را بگذارید. تلفنچیهای ما سرشان شلوغتر از آن است که وقتشان را به صحبت با شما تلف کنند! ۱۱) اگر دچار اختلال«حافظه کوتاه مدت» هستید لطفآ عدد ۹ را فشار دهید، اگر دچار اختلال«حافظه کوتاه مدت» هستید لطفآ عدد ۹ را فشار دهید، اگر دچار اختلال«حافظه کوتاه مدت» هستید لطفآ عدد ۹ را فشار دهید، اگر دچار… پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم سال های اول زندگیمون خیلی خوب بود اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح احساس می کردیم میدونستیم بچه دار نمی شیم ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست اولاش نمی خواستیم بدونیم با خودمون می گفتیم عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه بچه می خوایم چی کار؟ در واقع خودمونو گول می زدیم هم من هم اون هر دومون عاشق بچه بودیم.تا اینکه یه روز علی نشست رو به رومو گفت اگه مشکل از من باشه تو چی کار می کنی؟ فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم خیلی سریع بهش گفتم من حاضرم به خاطر تو رو همه چی خط سیاه بکشم علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد گفتم:تو چی؟گفت:من؟ گفتم:آره اگه مشکل از من باشه تو چی کار می کنی؟ برگشت زل زد به چشام گفت:تو به عشق من شک داری؟فرصت جواب ندادو گفت:من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم… با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوست داره گفتم:پس فردا می ریم آزمایشگاه گفت:موافقم…فردا می ریم و رفتیم…نمی دونم چرا اما دلم مثل سیر و سرکه می جوشید…اگه واقعا عیب از من بود چی؟…سرخودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم… طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه هم من هم اون هر دو آزمایش دادیم…بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره یه هفته واسمون به اندازه صد سال طول کشید…اضطراب رو می شد خیلی آسون تو چهره هردومون دید…با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیست بالاخره اون روز رسید .....علی مثل همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب ازمایشو می گرفتم دستام مثل بید می لرزید داخل ازمایشگاه شدم… علی که اومد خسته بود اما کنجکاو ازم پرسید جوابو گرفتی؟ که منم زدم زیر گریه…فهمید که مشکل از منه…اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود…یا از خوشحالی…روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش تموم شده بود…بهش گفتم:علی تو چته؟چرا این جوری می کنی…؟ اونم عقده شو خالی کرد گفت:من بچه دوست دارم فاطمه…مگه گناهم چیه؟…من نمی تونم یه عمر بدون بچه تو یه خونه سر کنم… دهنم خشک شده بود چشام پراشک…گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوست داری..........گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی…پس چی شد؟ گفت:آره گفتم…اما اشتباه کردم الان می بینم نمی تونم…نمی تونم…. نخواستم بحثو ادامه بدم…دنبال یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم…و اتاقم رو انتخاب کردم.من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم…تا اینکه علی احضاریه اورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم یا زن بگیرم…نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم…بنابراین از فردا تو واسه خودت…منم واسه خودم دلم شکست…نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم…حالا به همه چی پا زده… دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم…برگه جواب ازمایش هنوز توی جیب مانتوام بود… درش اوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم…احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون… توی نامه نوشت بودم: علی جان…سلام… امیدوارم پای حرفت وایساده باشی و منو طلاق بدی…چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم… می دونی که می تونم…دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمی شه جدا شم…وقتی جواب ازمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه…باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم… اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه… توی دادگاه منتظرتم… رفتی ؟ بی خداحافظی؟ فکر دلم نبودی که بی تو عذاب میکشد؟ عید همتون مبارک کاش همان کودکی بودیم که حرف هایش را از نگاهش می توان خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و … عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد عشق طوفانی و متلاطم است عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند عشق یک فریب بزرگ و قوی است عشق در دریا غرق شدن است عشق بینایی را می گیرد عشق خشن است و شدید و ناپایدار عشق همواره با شک آلوده است از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند عشق تملک معشوق است عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند در عشق رقیب منفور است، عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است دکتر علی شریعتی تصاويری كه مشاهده می فرماييد از اين مراسم لهو لعب گرفته شده است. . خودم دخترم ولی با این موضوع خیلی حال کردم چون حقیقت 25- نرقصيدن موقع شنيدن يك آهنگ شاد خوب است که خدا تو را آفریده... خوب است که خدا تو را ،مهربان و عزیز آفریده... و بهتر آن که خداوند تو را برای من آفریده و بس... پس در انتظارت می مانم "می نویسم از تو، از تو ای پاک ترین ، تازه ترین نغمه ی عشق تو که سر سبز ترین منظره ای ، تو که سرشار ترین عاطفه را ، نزد تو پیدا کردم وتو که سنگ صبورم هستی ؛ در تمام لحظاتی که خدا شاهد اندوهم هست به تو می اندیشم و به تو می بالم و از تو می گیرم ، هر چه انگیزه درونم دارم روزها می گذرد ، عشق ما رو به خدایی شدن است رو به برتر شدن از هر حسی ، که در این عالم خاکی پیداستدوستت می دارم از همین نقطه ی خاکی تا عرش ناتوان ترين آدميان، آناني هستند که نيروي بدني خويش را به رخ ديگران مي کشند . . .
. . . صدها راه براي پند و اندرز دادن وجود دارد اما بيشتر بدترين گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمي گزينيم . . . . . . نتيجه گيري زود پس از رخدادهاي مهم زندگي از بي خردي است . . . . . . کسي که چند آرزوي درهم ورهم دارد به هيچ کدام از آنها نمي رسد مگر آنکه با ارزشترين آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهايي خويش سازد . . . . . . اگر شيفته کارت نباشي ، روانت بيمار مي شود و در نهايت پيکرت از پاي در خواهد آمد . . . . آيا از بخشندگي و مهرباني که نخستين حالات خداوند است ، در ما نشاني هست ؟ . . . با ولخرجي تنها مال نمي رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود مي شود . . . اگر آماده نباشيم ارزشمندترين زمان ها را نيز از دست خواهيم داد ، و کسي که آماده نيست بخت کمتري براي پيروزي خواهد داشت ، آمادگي يعني بروز بودن در هر حرفه و ک . . .اري . . . شهامت گله ، ناشي از چوپان بيدار است . میدونم از اومدنم هممتون دارین میرقصین ولی زیاد خوشحالی نکنین که باز به زودی مییییرم گفتم این عکسو ببینین و کاملا به خانمهای محترم احترام را بزارید خانمها از هیچی هراسی ندارنن پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید با ازدواج مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش ! سیکالویس مطیع مردتان باشید تا او شما را بپرستد ! دوام ازدواج یک قسمت بر روی محبت است و نه قسمت روی گذشت از خطا ! ضرب المثل اسکاتلندی اگر می خواهی خوش بخت شوی جز آنچه را که برایت مهیاست آرزو نکن ! مشکلات انسان های بزرگ را متعالی می سازد و انسان های کوچک را متلاشی ! دکتر علی شریعتی چه بسیارند کسانی که هنگام غروب از غصه ی ناپدید شدن آفتاب چنان می گریند که ریزش اشک ها مانع از دیدن ستارگان می شوند ! جایی در پشت ذهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خدا بر همه چیز است ! بزرگترین خوشبختی آرامش فکر است ! یک هیزم شکن وقتی خسته می شود که تبرش کند باشد نه هیزمش زیاد تبر ما انسان ها باورهایمان می باشد نه آرزوهایمان ! مردم مثل میخ ها وقتی جهتشان را گم می کنند تاثیرشان را از دست می دهند و شروع به خم شدن می کنند ! با همه چیز در آمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو ! اگر نمی توانی خدمت کنی برو تا لااقل خیانت نکنی ! در دشمنی دورنگی نیست ای کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند ! مگر نمی دانی بزرگترین دشمن آدمی فهم اوست ؟ پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی برای خوشبخت بودن به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ! دکتر علی شریعتی هرگز از کسی که همیشه موافق من بود چیزی یاد نگرفتم ! دکتر علی شریعتی سعادتمند ترین مردم به معنای کامل و حقیقی کسی است که حضرت علی را قبل و بعد از مرگش دوست داشته باشد ! حضرت فاطمه (س) درس دادن به آدم بی عقل مانند آب دادن به گل مصنوعی است ! هر کس از خدا پروا کند خدا همه چیز را از او بیمناک سازد و کسی که از خدا نترسد خداوند او را از همه چیز هراسان خواهد ساخت ! امام جعفر صادق (ع) چهار چیز است که به هرکس داده شود خیر دنیا و آخرت به او داده شده است : 1. راستگویی 2. امانت داری 3. حلال خوری 4. خوش اخلاقی دروغ انفجاری است در اعتماد به نفس تو ! فیلسوفی می گوید در مغز ما یک دینامیت هزار ولتی است که متاسفانه اکثر ما از آن به اندازه ی یک چراغ موشی استفاده می کنیم ! مطمئن باش حرف هایت هر چقدر هم تکراری باشند یکی هست که به آن ها گوش دهد و آن کسی نیست جز خدا ! پرستویی که مقصدش را در کوچ ببیند از خراب شدن لانه اش نمی هراسد ! من از عقرب نمی ترسم ولی از سوسک می ترسم / من از دشمن نمی ترسم ولی از دوست می ترسم ! مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است ! امام موسی کاظم (ع) کسی که دارای عزم راسخ است جهان را مطابق میلش عوض می کند ! گوته روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم واقعیت خنده دار ترین لطیفه ی دنیاست ! انسان های خوشبین و بدبین هر دو برای جامعه ضروری هستند خوشبین ها هواپیما را اختراع می کنند و بد بین ها چتر نجات را ! چند روزیست که دلم را به درخت دلتنگی محکم بسته ام . من وجودم همه خيس از نم باران شده است روز ديدار هوا ساکت بود این روزها کمتر ... تکرار می شوم !.. آخر تمام بودنم را .. در نبودنت !... مچاله کردم و انداختم ... دوووور .....!!! زمان .. ميــگـــــذرد !.. چه كنم با دلــــي .. كه از تو .. توان گذشتنش .. نيست !!



فکر من نبودی که بی تو زندگی برایم جهنم می شود؟
مگر یادت نیست حرفهای روز آشنایی مان را؟
مگر قول ندادی همیشه با من بمانی و مرا تنها نگذاری؟
تو که اینک مرا تنها گذاشتی ، تو که بر روی قلبم پا گذاشتی
چه زود فراموشم کردی ، مرا آواره کوچه پس کوچه های شهر بی محبتی ها کردی
مگر نمیدانستی بعد از تو دلم را به کسی نمیدهم؟
مگر نگفته بودم عاشق شدن یک بار هست و دیگر عاشق کسی نمیشوم؟
مگر نگفته بودم اگر عاشقی هیچگاه مرا تنها نمیگذاری
پس تو عاشقم نبودی ، همه حرفهایت دروغ بود ، عشقی در دلت نبود ، سهم من از با تو بودن همین بود!
باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای
دلم به تو خوش بود ، چه آرزوهایی با تو داشتم ، نمیدانی که شبها یک لحظه هم خواب نداشتم
رفتی و من چشمهایم خیس شد روزهای زندگی ام نفسگیر شد
رفتی ؟ بدون یک کلام حرف گفتنی!
کاش میگفتی که دیگر مرا نمیخواهی و بعد میرفتی ، کاش میگفتی از من متنفری و بعد مرا تنها میگذاشتی ، کاش میگفتی عاشقم نیستی و جایی در قلبم نداری و بعد میرفتی ! چرا بی خبر رفتی؟

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم .
آری ،
سکوت پُر بهتر از فریاد تو خالی ست !
دنیا را ببین
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق
دوست داشتن در دریا شنا کردن
دوست داشتن بینایی می دهد
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر
از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند
در دوست داشتن است که:”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست
اكثر دختر و پسرهای حاضر در اين پارتی در زمان دستگیری در حالت زننده ای در كنار هم خوابيده بودند
بعضی ها هم به علت مصرف مواد روان گردان از حالت عادی خارج بودند
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی![]()
17- دنده ماشين را با انگشت عوض كردن
18- راه انداختن درست يك ويدئو
19- تماشاي يك فيلم جنگي
20- انتخاب سريع يك فيلم
21- ايستاده جيش كردن
22- نديدن فيلم هندي 23- غيبت نكردن
24- فحش ناموسي دادن
26- آرايش نكردن
27- لاك نزدن
28- صحبت نكردن وقتي كه بايد ساكت باشن
29- سيگار برگ و يا چپق كشيدن
30- درك كردن شوهر وقتي اعصابش خورده
31- گريه كردن بدون آبريزش بيني
32- غذا پختن بدون تماشاي تلويزيون
33- تماشاي اخبار و خوندن روزنامه
34- نق نزدن 35- لگد زدن
36- از سن بيست و پنج سالگي رد شدن
37- اخ تف كردن
39- خواستگاري رفتن
40- موارد بالا رو قبول كردن …
شما هم اگه چيزي به نظرتون ميرسه خجالت نكشيد، اضافه كنيد !


- آنان كه تجربه هاي گذشته را به خاطر نمي آورند محكوم به تكرار اشتباهند.
- از ميان كساني كه براي دعاي باران به ميعادگاه مي روند تنها كساني كه با خود چتر مي برند به كارشان ايمان دارند.
- پيچ هاي جاده آخر جاده نيستند مگر اين كه خودت نپيچي.
- وقتي به چيزي مي رسي بنگر كه در ازاي آن از چه گذشته اي.
- آدم هاي بزرگ شرايط را خلق مي كنند و آدم هاي كوچك از آن تبعيت مي كنند.
- آدم هاي موفق به انديشه هايشان عمل مي كنند اما سايرين تنها به سختي انجام آن مي انديشند.
- گاهي خوردن لگدي از پشت برداشتن گامي به جلو است.
- هرگز به كسي كه براي احساس تو ارزش قايل نيست دل نبند.
- هميشه توان اين را داشته باش تا از كسي يا چيزي كه آزارت مي دهد به راحتي دل بكني.
- با هر كسي مانند خودش رفتار كن تا نتيجه و عكس العمل كارش را قلبا احساس كند.
- هرگز به كسي كه حاضر نيست براي تو كاري انجام بده، كاري انجام نده.
- به كساني كه خوبي ديگران را بي ارزش يا از روي توقع مي دانند خوبي نكن اما اگر خوبي كردي انتظار قدرداني نداشته باش.
- قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.
- هرگاه با آدم هاي موفق مشورت كني شريك تفكر روشن آن ها خواهي بود.
- وقتي خوشبخت هستي كه وجودت آرامش بخش ديگران باشد.
- به خودت بياموز هركسي ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.
- هرگز براي عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهي در انتهاي خارهاي يك كاكتوس به غنچه اي مي رسي كه زندگيت را روشن مي كند.
- هميشه حرفي رو بزن كه بتوني بنويسي، چيزي رو بنويس كه بتوني امضاش كني و چيزي رو امضاء كن كه بتوني پاش بايستي.
- هرگاه نتونستي اشتباهي رو ببخشي اون از كوچكي قلب توست، نه بزرگي اشتباه.
- عادت كن هميشه حتي وقتي عصباني هستي عاقبت كار را در نظر بگيري.
- آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهايي را كه باز مي شوند نبيني.
- تملق كار ابلهان است.
- كسي كه براي آباداني مي كوشد جهان از او به نيكي ياد مي كند.
- آن كه براي رسيدن به تو از همه كس مي گذرد عاقبت روزي تو را تنها خواهد گذاشت.
- نتيجه گيري سريع در رخدادهاي مهم زندگي از بي خردي است.
- هيچ گاه ابزار رسيدن به خواسته ديگران نشو.
- اگر مي خواهي اعمالت مورد پسند خدا باشد، در سختيها از خودت بگذر، ديگران را قرباني نكن.
- از قضاوت دست بكش تا آرامش را تجربيه كني.
- دوست برادري است كه طبق ميل خود انتخابش مي كني.
- لياقت محبت و مهرباني ديگران را داشته باش.
و بعد از ازدواج آن ها را روی هم بگذارید !
فرانکلین

کارول پیکر















دکتر علی شریعتی
دکتر علی شریعتی
دکتر علی شریعتی 


















درست از زمانی که تو رفتی ...
از پشت دیوار هر از گاهی سرکی می کشم
که نکند دلم به رسم بی وفایی ، طناب عشق تو را پاره کند ....
پر بکشد در هوای نبودن تو ، آزادانه پرواز کند ...
اما نه ... خیالم راحت است ....
دلم را با طناب عشق تو محکم بسته ام ....
به درخت دلتنگی ......
تا بیایی گره بگشایی ....![]()
![]()
![]()

اين چنين آرام آرام
از کنار آخرين پنجره که از آن مي گذشتم
خسته خسته راه رفته بودم
تنهايي ام در امتداد دستهايت بزرگتر خواهد شد
من اينجا
تا تلاقي تمام خطوط موازي
تا پر شدن صداي قلبم
به انتظارت خواهم ايستاد.![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
آسمان میبارد...
آسمان قصه عشق من و تو ميخواند
آسمان ياد مرا ياد تو را در دل ما ميکارد
آسمان چون غزل ليلي مجنون شده است
آسمان سخت پر از عطر من و تو شده است
من پر از عشق شدم
من پر از بوي طراوت بوي باران شده ام
بين ما غصه و غم خار بيابان شده است
به تو مي انديشم
به نگاهم به نگاهت که پر از عشق شدند
قلب من ليک شنيد خنده هاي دل باراني ابر
بار ديگر آسمان ميبارد
نه به شوق ...
بلکه از درد جدايي که ميان من و تو افتاده است...![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

تــو ميگذري .. 
| Design By : Pars Skin |







































































